پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - آيت الله خويى؛ از عظمت های علمى تا بهرهبردارى سياسى - الهی خراسانی علی
آيت الله خويى؛ از عظمت های علمى تا بهرهبردارى سياسى
الهی خراسانی علی
١. عظمت علمى و شخصيتى آيت الله خويى بر هيچ كس پوشيده نيست؛ "ايشان در بسيارى علوم اسلامى رايج در حوزههاى علميه، از اساتيد مسلم و كمنظير به حساب مىآمد، فقيهى بزرگ و اصولىاى عميق، و مفسرى نوآور و رجالىاى صاحب مكتب و متكلمى زبردست بود". (فرازى از پيام تسليت حضرت آيت الله خامنهاى)
تعبير آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر يكى از برجستهترين شاگردان آيت الله خويى نيز گوياى وسعت علمىآيت الله خويى است: "... آنچه من دارم، قطرهاى از درياى بىكران علم ايشان است و به حق مىشود گفت كه ايشان پدر روحانى من است". (غروب خورشيد فقاهت، ص١٣٩)
بيش از نيم قرن است كه دانشوران و بزرگان در درسهاى خارج حوزههاى علميه شيعه، به مبانى آيت الله خويى در اصول و رجال، و نظرات ايشان در فقه، توجه مىكنند و در آن تأمل دارند.
٢. درباره سبك علمى و تعليمى آيت الله خويى مىتوان گفت كه از ميان شاگردان ايشان، آيت الله ميرزا جواد تبريزى در قم و آيت الله ميرزا على فلسفى در مشهد، كاملاً به نظرات و مبانى استاد خويش وفادار بودند و تقريباً بىهيچ كم و كاستى، به طرح ديدگاههاى آيت الله خويى مىپرداختند و در طول درس، غالباً به دفاع از آن برمىخواستند.
پرداختن به سبك تعليمى آيت الله خويى در درس خارج، خود به مجالى گسترده نياز دارد. شايد در نوشتههاى مختلف، سبك تعليمى آيت الله خويى كمتر نقد شده است؛ براى نمونه برخى مجتهدان نامى كه سالها در درس دو فقيه بزرگ، يعنى آيت الله خويى و امام خمينى شركت داشتند، سبك تعليمى اين دو فقيه را چنين مقايسه كردهاند:
"من در نجف هشت سال در درس آقاى خويى حضور داشتم، بعيد است كه انسان هشت سال به درس استادىبرود و متوجه خصوصيات آن درس نشود؛ من قصد جسارت به آيت الله خويى را ندارم و همه ما ايشان را به عنوان يك استاد و بالاتر از آن به عنوان يك فقيه و محقق قبول داريم؛ اما صحبت در مقايسه است. درس آقاى خويى اصلاً طلبه را غير محقق، مقلد و مقرر بار مىآورد، طبيعت درس طورى بود كه وقتى طلاب فاضل در جلسه درس مىنشستند، به آنها القا مىشد كه حرف همين است و بس؛ ديگر غير از اين نمىشود حرفى بالاى اين حرف زد. اين مطلب را صراحتاً نمىگفت؛ اما شيوههايى كه به كار مىبرد ،اين فكر را تلقين مىكرد؛ مثلاً وى در درس اصلاً اجازه نمىداد، كسى صحبت كند...؛ در صورتى كه امام درست به عكس، دست آدمهايى را كه سؤال مىكردند و اشكال مىگرفتند، مىگرفت و تشويق مىكرد. .... آقاى خويى يك حريت داشت؛ اما متأسفانه اين حريت را انتقال نمىداد..."(خاطرات آيت الله عميد زنجانى، ص٦٦)
٣. مبانى آيت الله خويى در اصول، رجال و علوم قرآنى، توسط برخى شاگردان زبدهاش در بوته نقد و بررسىاساسى قرار گرفت: در علم اصول، آيت الله شهيد صدر و آيت الله سيستانى؛ در رجال الحديث، آيت الله شهيد صدر، آيت الله سيستانى و آيت الله مسلم داورى، و در علوم قرآنى، آيت الله معرفت و آيت الله شهيد صدر. اين نقدها به اندازهاى است كه مىتوان ادعا كرد، آنها مبانى علمى هر سه رشته را از سطح مباحثِ استاد خويش چند گام به جلو راندند و خود مبانىِ جديدى ارائه كردند؛ آن چنان كه در فرآيند استنباط و تحقيقات اجتهادى، نمىتوان از ديدگاههاى اين چهار تن به سادگى گذشت.
٤. مبانى قابل توجه شهيد صدر در اصول، فقه، كلام، رجال و... كه از مباحث علمىِ خارج حوزه، چون حساب احتمالات، معرفت شناسى، اقتصاد و ... بهره فراوانى برده بود، امروزه در درسهاى خارج، به مزيّت رقابتى در ميان طلاب جوان تبديل شده است. در حوزه علميه قم و مشهد، درس خارجى مورد توجه طلاب مستعد و كوشا در امر اجتهاد قرار مىگيرد كه بيشترين توجه را به مبانى شهيد صدر داشته باشد و بتواند آن را نقد و در آن بررسى علمى كند. شايد بتوان گفت، نقل و نقد مبانى آيت الله خويى در كنار ديگر بزرگان همچون آيتالله نائينى، امام خمينى و...، امرى رايج در تمامى دروس خارج است، و آنچه يك درس تخصصى خارج اصول فقه را از ديگران ممتاز مىسازد، بررسى موشكافانه مبانى شهيد صدر است.
٥. روش فقاهت آيت الله بروجردى، بهويژه نگاه ايشان به مباحث رجالى، تفاوت چشمگيرى با روش آيت الله خويى دارد. پرداختن به تفاوتهاى اين دو شيوه و نگاه، به نگارش كتابى مستقل نياز دارد؛ جالب آنكه آيت الله سيستانى با شاگردىِ هر دو بزرگ در قم و نجف، با نوآورىهاى خويش توانسته، نگاه تاريخىِ آيت الله بروجردى به مباحث علمى را با شيوه صناعى و فنىِ آيت الله خويى جمع كند كه متأسفانه به دليل منتشر نشدن كامل مبانى و نوآورىهاى چشمگير آيت الله سيستانى، محققان به روش ايشان كمتر توجه مىكنند. آيت الله سيد احمد مددى با بسط و تكامل بخشيدن روش آيت الله سيستانى و با ابداعات رجالى و حديثى خويش، موجب استقبال بسيارى محققان و طلاب جوان شده است.
٦. طرح روش اجتهادى آيت الله خويى، به عنوان "مكتب نجف" در مجله مهرنامه شمارة ١٢، و قرار دادن آن در مقابل مكتب قم و اصرار مصاحبهكننده بر اضمحلال و افول مكتب قم [!]، روايتى واقعبينانه و تحليلى علمى از سهم مبانى آيت الله خويى در حوزه علميه قم را نشان نمىدهد. اين نگاه صاحبان مجله، مصاحبههاى نسبتاً متنوع صورت گرفته را به گونهاى منعكس كرده كه گويا در حوزه علميه قم، تنها به مبانى آيت الله خويى توجه مىشود، و مبانى آيت الله خويى، در حال فتح حوزه قم در همه عرصه هاى علمى و اجتماعى سياسىاست!
جالب آنكه تنها مؤسسات تخصصى فقهى در قم كه طلاب با استعداد، در آنجا براى اجتهاد تلاش مىكنند، با اشراف شاگردان حلقة درسى امام خمينى(ره) تأسيس شده و اداره مىشود. افزون بر اين بر خلاف نظر نويسندگان، جمعيت شركتكنندگان در درس خارج آيت الله وحيد خراسانى، دقيقاً برابر با شاگردان آيت الله مكارم شيرازى و پس از آنها، درس آيت الله سبحانى شاگرد مقرِّر دروس امام خمينى(ره) است. تنها مجلات تخصصى فقهى كه شمارى از مجتهدان نيز در برخى آنها قلم مىزنند، تحت اشراف اشخاصى چون آيت الله سيد محمود هاشمى شاهرودى از شاگردان شهيد صدر و امام خمينى(ره) است.
غيرواقعى بودن نگاه اصحاب مهرنامه، به حضور مبانى علمى آيت الله خويى و شاگردان ايشان در حوزه قم، مخاطب نكته سنج را به انگيزه اصحاب مهرنامه از بزرگ جلوه دادن مكتب آيت الله خويى و بهرهبردارى سياسى از نام ايشان مىكشاند؛ ادعاى نابودى كامل مكتب قم و پرورشيافتگان آن كه بيشتر آنان مدافع حضور فقاهت در اداره جامعه و پيرو نظريه ولايت فقيه و ساخت فقهى مقتدر در برابر تمدن غرب است، و ناتوان جلوه دادن آنان در عرصه علمى، هدفى در لايههاى پنهانىِ مجله مهرنامه بهشمار مىرود. افراشتن تابلو و تبليغِ همهجانبه و يكسويه آيت الله خويى، نه با مقاصد علمى و توصيف بىطرفانه وضعيت حوزهها، بلكه در مسير ترويج فقه منهاى سياست و ولايت فقيه، و قرائتى سكولار و جامعهگريز و سياستزدا از دين صورت مىگيرد، و بايد آن را تاكتيكى بلند مدت، جهت مصادره تاريخى نهادهاى دينى به نفع خود به حساب آورد.